پس از بیان مقدمه ای کوتاه از چرایی آموزش حقوق بشر، سیر تحول آن و اینکه چگونه دولت ها از سوی سازمانهای بین المللی به رعایت استانداردهای حقوق بشری موظف می شوند، در ادامه سعی داریم به تعریف مختصر و ساده هر یک از حقوق بیان شده در اعلامیه ی جهانی بپردازیم. همه ی ما در گفتگوهای روزمره یا از میان اخبار منتشر شده در تلویزیون و یا فضای مجازی شاید بارها و بارها با کلماتی چون آزادی بیان، آزادی اندیشه، تبعیض، حق انتخاب، حق تامین اجتماعی و ... مواجه شده باشیم، در حالت عادی هر فردی بنا به سلیقه ی خود تعریفی از آزادی بیان دارد که ممکن است با تعریف دیگران متفاوت باشد. مثلا اینکه شخصی ادعا کند چون آزادی بیان دارم می توانم هر حرفی که به نظرم درست است بیان کنم! و یا اینکه چون عقیده ای به نظر من درست و منطقی است پس حق دارم تحت هر شرایطی آنرا تبلیغ و ترویج کنم! و یا در مورد تبعیض و نابرابری، این روزها کلمه ی "ژن خوب" بارزترین مصداق تبعیض در جامعه ی ما شناخته می شود، اینکه فردی بدون داشتن شایستگی و توانایی های لازم و تنها به پشتوانه ی روابط فامیلی و دوستانه ای که با افراد قدرتمند دارد می توان به مقام و ثروت دست یابد، اما آیا این تعاریف به اندازه ی کافی دقیق هستند و آیا کشورها و جوامع گوناگون می توانند بنا به شرایط خاص خود تعاریف متفاوتی از هر یک از حقوق بیان شده در اعلامیه ی جهانی و دیگر معاهدات حقوق بشری داشته باشند و در انتها هم مدعی باشند که ما به تمامی حقوق بشر پایبند هستیم؟ جواب بسیار ساده است: خیر!



برای تفسیر مفاد معاهدات حقوق بشری یکسری شرایط و الزامات شفاف و روشن وجود دارد که به هنگام تفسیر حتما باید مد نظر قرار گیرد، به عنوان مثال در ماده سی ام اعلامیه ی جهانی حقوق بشر آمده است: " هیچ یک از مقرارت اعلامیه حاضر نباید به گونه ای تفسیر شود که متضمن حقی براي دولتی یا جمعیتی یا فردي باشد که به موجب آن بتواند هریک ازحقوق و آزادیهای بیان شده دراین اعلامیه را ازبین ببرد ویا درآن راه فعالیتی بنماید." و یا در اصل 47 میثاق حقوق مدنی و سیاسی بیان شده است: " هیچ یک از مقررات این میثاق نباید به نحوی تفسیر بشود که به حق ذاتی کلیه ملل به تمتع و استفاده‌ی کامل و آزادانه آنان از منابع و ثروت‌های طبیعی خودشان لطمه‌ای وارد آورد."



در واقع تفسیر باید بر اساس "حسن نیت" و در راستای "موضوع و هدف معاهده" باشد. در برخی شرایط کمیته هایی که ذیل هر کنوانسیون و یا معاهده سازمان ملل متحد تاسیس شده اند اقدام به تفسیر برخی حقوق می کنند و نتیجه آن تحت عنوان "نظریه ی تفسیری" [1] در دسترس عموم قرار می گیرد.



به عنوان مثال یکی از وظایف کمیته ی حقوق بشر (با شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد متفاوت است)، تفسیر حقوق مدنی و سیاسی است و یا در زمینه ی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، کمیته ی حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی مسوول تفسیر این حقوق به شمار می رود.



در روزهای آینده سعی می کنیم با زبانی ساده اما کوتاه به تعریف دقیق هر یک از حقوق بپردازیم.



 



[1] General Comment