مادر «نرگس محمدی» پس از ملاقات اخیرش با او، در یادداشتی از آزار و شکنجه روانی این فعال حقوق بشر بر اثر مشاهده اعدام زندانیان در زندان زنجان نوشته است. «عذرا بازرگان» از قول نرگس محمدی می‌نویسد: «من را به زندانی فرستادند تا نظاره‌گر لحظه به لحظه اجرای احكامی باشم كه به دليل مخالفت با آن، متحمل حبس‌های سنگين و محروميت‌های سختی شده‌ام.»



نرگس محمدی نایب‌رئیس و سخنگوی کانون مدافعان حقوق بشر در پی تحصن اعتراضی برای همراهی با اعتراضات سراسری آبان ۹۸، از دی سال گذشته به صورت غیرقانونی از زندان اوین به زندان زنجان تبعید شده است.



روز گذشته «محمود بهزادی‌راد» وکیل نرگس محمدی، در مصاحبه با خبرگزاری فرانسه از درخواست موکلش برای مرخصی استعلاجی خبر داد. عذرا بازرگان تاکنون ۴ بار به رئیس قوه قضاییه نامه نوشته و نسبت به وضعیت سلامت جسمی و شرایط نگهداری دخترش در میان زندانیان عادی هشدار داده است.



✳️ متن کامل یادداشت مادر نرگس محمدی را در ادامه می‌خوانید:



نرگس امروز صدای گرفته‌ای داشت و با حزنی كه كم‌تر از او سراغ داشتم گفت: «اول خرداد، صبح زود برای ورزش به حياط رفتم، چند نفر بوديم. در سكوت صبحگاهی صدای شيون و فرياد و ضجه شنيديم. ايستادم و به صداها گوش كردم. صدای كودكانی بود كه پدرشان را صدا می‌زدند، فرياد زنانی بود كه در فضای زندان می‌پيچيد. اعدام مردی بود كه پس از ۴ سال انتظار، به دار آويخته شد. از اجرا تا تحويل جنازه، صدای شيون و فرياد لحظه‌ای در زندان قطع نمی‌شد.»



نرگس می‌گفت ۲ روز پيش هم يكی از زنان هم‌بنديش را پس از ۶ سال انتظار اعدام كردند. اعدامی‌ها ٢٤ ساعت قبل از اجرای حکم به سلول انفرادی قرنطينه منتقل می‌شوند و اين مدت زمان، وقايع اتفاقی هم برای اعدامی و هم برای هم‌بندان شكنجه روانی هولناكی است. نرگس می‌گفت يک هفته پيش از ماه رمضان هم ۲ نفر از مردان به دار آويخته شدند.



دخترم می‌گويد: «سال ٩١ در اين بند بيش از ١٥ نفر محكوم به اعدام داشتيم ولی متاسفانه هنوز هم علی‌رغم اینکه مجازات اعدام از جرايم قاچاق مواد مخدر برداشته شده اما باز هم در اين بند با جرايم قتل و زنا، زنان محكوم به اعدام داريم.» نرگس می‌گفت: «من از اين آمار هولناک اعدام در شهرستان كوچكی مثل زنجان در تعجب و وحشتم. جامعه ما پيكر پر درد و رنجوری‌ست و زندان‌های عادی، زخم‌های سر باز كرده‌ای هستند كه عمق پيكر پر درد و بی‌رمق آن را نشان می‌دهد.»



نرگس می‌گفت: «سال ٩١ بازجوی وزارت اطلاعات در بازداشتگاه ٢٠٩ گفت: تو را كه ادعای دفاع از حقوق زنان داری می‌فرستمت به زندان عادی زنان، تا بدانی از چه زنانی دفاع می‌كنی! الان هم با اينكه ١٠ سال از ١٦ سال حبسم صرفاً به دليل فعاليت‌هایم عليه اعدام است، اما راضی نشدند و من را به زندانی فرستادند تا نظاره‌گر لحظه به لحظه اجرای احكامی باشم كه به دليل مخالفت با آن، متحمل حبس‌های سنگين و محروميت‌های سختی شده‌ام.»



نرگس می‌گفت: «سال‌ها تحمل حبس و محروميت آسان نيست اما تاوان هم‌زيستی با زنانِ زير چوبه‌دار كه دميدن صبح و روشنایی، مايه نفرت او و باز شدن زودهنگام درهای قفل شده، دليل مرگ و فرياد هراسناک ناخودآگاه اوست. دردناک و دردناک‌تر از همه تصوير تلخ و گزنده شهری‌ست كه قربانيش نه يک بار بلكه ده‌ها بار قربانی شده، تا بعد از ديگری و نوبت خودش كه قطعاً فرا خواهد رسيد در سكوت و تماشاست.»



کانال تلگرامی کانون مدافعان حقوق بشر @DhrcIran